X
تبلیغات
رایتل
دروغگوئی ما ایرانیان و علل آن(۱)موضوع:فرهنگی و اجتماعی  چاپ
تاریخ : یکشنبه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1387
دروغگوئی ما ایرانیان و علل آن(۱)موضوع:فرهنگی و اجتماعی
به قلم آقای داریوش حاجبی
 
دروغگوئی ما ایرانیان و علل آن(۱) کورش کبیر هزاران سال پیش از خداوند خواست که ایران زمین را از دو مصیبت بزرگ ایمن بدارد، یکی از آن دو مصیبت خشکسالی بود و دیگری دروغ. از دیر باز خودیها و آنانکه سفری کوتاه یا بلند مدت به کشور ما کرده اند چه جهانگردان و چه سیاستمداران و نویسندگان،
درمراجعت به کشور خویش دست به نوشتن در مورد ما ایرانیان زدند و تقریبا قریب به اتفاق آنها از دروغگوئی و دو روئی بعنوان یکی از شاخص ترین ویژگیهای ما نام بردند. اما متاسفانه همانگونه که اشاره شد هیچیک به چرایی این خصایص نیاندیشیدند و از آن حرفی به میان نیاورند.

در این نوشتار کوتاه خواهیم دید چگونه شرایط محیطی باعث دروغ گوئی و آن نیز به نوبه خود به ویژگیهای نامناسبی دیگری در ما و تمامی مردم جوامعی که شرایطی مشابه جامعه ما دارند منجر می گردد. *
می دانیم که انسان‌ها، هم به لحاظ قابلیت ها و استعدادهای فطری، و هم به لحاظ شرایط اقتصادی و فرهنگی حاکم بر خانواده، از یکدیگر متفاوتند. این تفاوتها در کلیه جوامع بشری حتی در بهترین و پیشرفته ترین آنان باعث می شود که افراد از نظر موقعیت اجتماعی در سطوح متفاوتی قرار گیرند.
در جوامعی که قانونی از حق مردم دفاع نمی کند، افرادی که در موقعیتهای بالاتر قرار دارند می توانند زندگی زیر دستان خود را منفی یا مثبت تحت تاثیر قرار دهند. در این جوامع جلب رضایت فرادستان و باج دادن به آنان هم در جهت کسب منفعت و هم برای دفع ضرر رایج می گردد. و از آنجاییکه افراد درهر موقعیتی‌ که‌ باشند در عین‌ حال‌ که‌ زیر نفوذ شخص‌ و یا اشخاصی‌ قدرتمندتر از خود هستند، به‌ گونه‌ای‌ در رأس‌ قدرت‌ بوده‌ و زیردستانی‌ دارند، ترس و بدنبال آن جلب رضایت، یعنی باج دهی در تمامی جامعه بنوعی تسری می یابد. با یک نگاه می توان دید که کلیه روابط در چنین جوامعی از الگوی زورگوئی-زور پذیری و یا همان ارباب-رعیتی پیروی می کند. بعنوان مثال رابطه کارفرما و کارگر، رئیس و کارمند، معلم و شاگرد، شوهر و زن، والدین و فرزندان و حتی فرزندان بزرگتر نسبت به خواهر و برادر کوچکتر از خود در داخل یک خانواده.
جلب رضایت از راههای مختلفی انجام می شود که از آن جمله می توان به سازش‌، سکوت، ‌اطاعت‌، تعریف‌ و تمجید کردن، هدیه و رشوه دادن‌ اشاره نمود. شدت و ضعف این اعمال بستگی به شرایطی دارد که فرادست و فرودست در آن قرار گرفته اند. واژه گانی چون: تملق‌، چاپلوسی‌، شیرین‌ زبانی‌، خوشزبانی‌، مردم داری، خوش‌ رقصی‌، خوش‌ خدمتی‌، چرب‌ زبانی‌، بادمجان‌ دور قاب‌ چینی، زبان بازی و... که در مکالمات روزمره ما به وفور مورد استفاده قرار می گیرند، هر یک به نوعی به این اعمال(گفتارها و رفتارها) اشاره دارند.
از راههای دیگر جلب رضایت استفاده‌ ازالقاب و عناوین است. القابی چون‌ حضرتعالی‌، جنابعالی‌، سرکار عالی‌ و علیه‌ به‌ جای‌ "شما"؛ کلمه رایجی که معمولا برای خطاب شخص مقابل در جوامع مدرن مورد استفاده قرار می گیرد و به موازات آن استفاده‌ از کلماتی چون نوکر، چاکر، مخلص‌، فدوی‌، جان‌ نثار، کوچک‌، ارادتمند و... به‌ جای‌ "من‌"؛ تنها کلمه ای که برای خطاب اول شخص در کشورهای مدرن استعمال می شود و هم چنین استفاده از عناوینی‌ چون‌ جناب رئیس، آقای مدیر و دکتر و مهندس‌ و ... و اعمالی چون تعظیم کردن، دست بوسی و پا بوسی نیز در جهت همین جلب رضایت و به بیان دقیق تر از سر ترس صورت می گیرد.
اما از آنجا که "ترس"، از قدرتمند و فرادست یک موجود هولناک و از فرودست یک موجود ضعیف و ترسو در ذهن مجسم می کند و این چندان مطلوب نیست، تمامی این اعمال را تحت نام "احترام" انجام دادیم. عملی که باعث گردید که این رفتارها و گفتارها (احترام کاذب) از حالت عمودی یعنی فرودست- فرادست یا سلسله مراتبی، به حالت افقی نیز تسری یابد چرا که همگان به احترام احتیاج دارند. این جایگزینی هم چنین باعث شد که فرادست به یک "مراد و محبوب" و فرودست به "یک مرید صادق" تغییر چهره دهند.
حال نگاهی بیافکنیم به حاصل این جابجایی یعنی احترام به جای ترس
1- وقتی بله قربان گوئی و موافقت با عقیده افراد احترام تلقی شود، مخالفت با عقیده بی احترامی خواهد بود، و
2- هنگامی که سکوت در مقابل ناروا احترام نام گرفت، اظهار عقیده بی احترامی تلقی می گردد، و
3- وقتی تعریف و تمجید احترام قلمداد شد، انتقاد بی احترامی به حساب می آید و عدم تحمل آن امری بسیار طبیعی به نظر می رسد. این معانی قراردادی باعث می شوند ما برای ابراز احترام به تعریف و تمجید دروغین از یکدیگر بپردازیم، و در مقابلِ نقاط‌ ضعف‌ و یا عیوب‌ افراد (رئیس، مدیر، کافرما، معلم، استاد، همکار، همسر و یا هر کس‌ دیگر) سکوت‌ اختیار کنیم، چرا که در غیر اینصورت کار ما توهین تلقی شده و به خشم آنها منجر می گردد، خشم آنان انتقام بر می انگیزاند و آرامش و گاه زندگی ما را به مخاطره می اندازد.
4- از طرف دیگر وقتی‌ شهامت‌ انتقاد رو در رو در جامعه از بین‌ رفت‌، این انتقادها در غیاب افراد مطرح میشود. و این همان پدیده رایج و مذموم غیبت کردن است. دورویی‌، تظاهر، دورنگی‌، ریا و دروغ‌ کلماتی‌ که‌ ما انتساب آن‌ها را نسبت به خود بسیار توهین‌آمیز تلقی‌ می‌کنیم‌، چیزی‌ نیستند جز بیان‌ نکردن‌ حرف‌هایی‌ که‌ در دلمان‌ می‌گذرد، از ترس‌ این‌که‌ دیگران‌ ناراحت‌ شوند و بیان‌ حرف‌هایی‌ که‌ به‌ آن‌ها اعتقادی‌ نداریم‌ در جهت‌ خوشنود نمودن دیگران.
آری همه ما را به دروغگوئی متهم کردند، اما هیچکس به این اشاره نکرد و یا متوجه این امر نشد که ما در اکثر موارد با دروغهایمان (و در اینجا البته نظر به همین نوع دروغگوئی دارم و نه سایر انواع دروغها) به یکدیگر ابراز احترام می کنیم و از دروغ شنیدن نیز بهمین دلیل خوشنود می شویم که تصور می کنیم مورد احترام قرار گرفته ایم....براى اینکه خواننده گرامى از خواندن زیاد خسته نشود...ادامه این مقاله در شماره ۲ در اختیار دوستان قرار مى گیرد...روز شما خوش....
 
منبع سایت شعرنو:
 
نوشته شده در یکشنبه 22 اردیبهشت 1387 - 14:06:25 ارسال از داریوش حاجبی