X
تبلیغات
رایتل
پیرامون ادبیات روسیه -به قلم آقای سید محمد آتشی  چاپ
تاریخ : جمعه 3 خرداد‌ماه سال 1387
به قلم آقای سید محمد آتشی :
 
 
 
 

نظرآقای محمد امین زواری درمورد"ادبیات روس ها وفرانسوی ها"مربوط به پست"پدران وفرزندان/ایوان تورگینف.

"سلام جناب آتشی.راست گفته اید که روسها در تولید شعر پایه ای ندارند

 اما باید توجه داشت که ادبیات جدید و بخصوص نقدادبی جدید که بخشی از ادبیات است مرهون روسهاست.

ساختارگرایان روس و چک که نظراتشان ادبیات فرانسوی و انگلیسی را درنوردید،ریشه در ادبیات روسی و فرمالیسم روسی دارند.تئوری های ادبی روسها شعر و رمان،هردو، را متحول کرد."

با تشکرازآقای" زواری "بایدبگویم که حق باایشان است.

درموردنقدادبی کسی به پای روسها  نمی رسد.من بیشتر منظورم ازآن مطلب

 ارائه ی اطلاعاتی درمورد شعرورمان روس ها وفرانسوی ها

 درقرن 18و19ونیمه ی اول قرن 20بود.

منکرتلاش روسها درعرصه ی ادبیات نیستم ،درهمان زمینه ی شعر

هم گرچه پایه ای ندارند اما باهمان بضاعت اندک ،مبدع هستند.

برای نمونه آرایه ی" آشنازدایی" رابه شکل مدرن وامروزی آن،

 روس هابودند که باآثارونظرات تازه خود رواج دادند.

دراینجاازدو شاعرمطرح روس هایادی می کنم.

 

"آناآخماتووا"

 

ترکیب سینما،تاترورمان ازشعرروسیه،شعری تاثیرگذارساخته است.

تنش های سیاسی ،انقلاب روسیه وجنگ های روس با همسایگانش ،

شعراین کشوررامتحول ساخته است که بامرگ "استالین"

بازتاب می یابد.خانم" اناآخماتووا" یکی ازمدرن ترین وتاثیرگذارترین

 شاعران روسیه است که درسال 1899م درحوالی" ادسا" به دنیا آمد.

 

نخستین مجموعه ی اشعاراودرسال1912به نام" شامگاه وگلستان "

منتشرگردید.درسال1925 اشعارش توقیف شد وتا 15سال حق پاپ اشعارش رانیافت.آخماتووادرسال1964جایزه شعرایتالیا رادریافت کرد.

وی در واپسین روزهای سال1965دریکی ازبیمارستان های

 حوالی مسکو بستری شدودر5مارس 1966درسن 77سالگی ازدنیا رفت

ازاین بانوی شاعر که پیشروشعرروسیه است دوشعرمی خوانیم.

 

"تهی دستی"

 

پنداشتم تهی دستم وبی چیز

اما زمانی که آغازشدازدست دادن همه چیزی

هرروز برایمان خاطره ای شد

آنگاه شعرسرودیم

برای همه آنچه داشتیم

برای سخاوت پروردگار

 

"تو پاداش هستی "

 

می دانم تو پاداش هستی

برای سالهای رنج وعذاب من

برای اینکه هرگز دل

به لذت حقیر مادی نبستم

برای آآنکه هیچ گاه به عشقی نگفتم

توتنها عشق منی 

وبرای اینکه بدی دیدم وبخشیدم

توفرشته جاودان من خواهی بود.

 

"آرسنی تارکوفسکی"

 

دو شعرهم "ازآرسنی تارکوفسکی" پدرفیلمسازبزرگ روسی،

"آندری تارکوفسکی"(معروف به شاعرسینما).

 

|"روززیبا "

 

می گفتند:نمی آید،چنین می پنداشتند

چه روززیبایی بود،یادت هست؟

روزفراغت

امروزآمدی پایان روز عبوس

روزی به رنگ سرب

باران می آمد

شاخه اوچشم اندازها درانجمادقطره های آب

واژه که تسکین نمی دهد

دستمال که اشک نمی زداید!

 

"آن سوی آینه "

 

آن سوی آینه

 

هرلحظه که با هم بودیم

جشنی بود،عیدتجلی

ودرجهان ،من وتو تنها

سرکش تربودی ،سبک ترازپرنده ای

همچون توفانی،سرمست فرودآمدی

بی حساب پله هاومرا

میان یاس های نمناک

به قلمرو خویش خواندی

آن سو

آن سوی آینه.