|
I Crave Your Mouth, Your Voice, Your Hair Don't go far off, not even for a day, because -- because -- I don't know how to say it: a day is long and I will be waiting for you, as in an empty station when the trains are parked off somewhere else, asleep. Don't leave me, even for an hour, because then the little drops of anguish will all run together, the smoke that roams looking for a home will drift into me, choking my lost heart. Oh, may your silhouette never dissolve on the beach; may your eyelids never flutter into the empty distance. Don't leave me for a second, my dearest, because in that moment you'll have gone so far I'll wander mazily over all the earth, asking, ? Will you come back? Will you leave me here, dying من آرزومند دهانت هستم ، صدایت ، مویت دور نشو حتی برای یک روز زیرا که … زیرا که … - چگونه بگویم – یک روز زمانی طولانی ست برای انتظار من چونان انتظار در ایستگاهی خالی در حالی که قطارها در جایی دیگر به خواب رفته اند ! ترکم نکن حتی برای ساعتی چرا که قطره های کوچک دلتنگی به سوی هم خواهند دوید و دود به جستجوی آشیانه ای در اندرون من انباشته می شود تا نفس بر قلب شکست خورده ام ببندد ! آه ! خدا نکند که رد پایت بر ساحل محو شود و پلکانت در خلا پرپر زنند ! حتی ثانیه ای ترکم نکن ، دلبندترین ! چرا که همان دم آنقدر دور می شوی که آواره جهان شوم ، سرگشته تا بپرسم که باز خواهی آمد یا اینکه رهایم می کنی تا بمیرم ! |

شبانه های غم
اینک که فسرده دل و بی پناه مانده ام
گوئی که قلبء خود ا ز خویش رانده ام
هرشب که تا سحر بی رخ ء یار میگذشت
من بی ترانه نماندم... واز عشق خوانده ام
باری دراین قفس همه شب ناله ها بسی است
هرشب به دامن سحر... دل را کشانده ام
آخر چه سود اینهمه شبها بدون ماه
این قلب ء خسته را زمردن رها نده ام؟!
در بیکرانه ء رنجی ..... شبی گذشت
باری هنوز؛ به عشق وبه رویا ی تو زنده ام!!
سروده فـرزانه شـیدا
جمعه ۷ دیماه ۱۳۸۶

۱- روانشناسان میتوانند ذهن دیگران را بخوانند
روزهای اولیه روانشناسی به وجود آمده است.
هیچ روانشناس صادقی چنین ادعایی ندارد.
البته چون روانشناسان یاد گرفتهاند که به مشاهده
رفتار کلامی و غیر کلامی مردم بپردازند،
ممکن است قادر باشند که نیات درونی دیگران را،
دقیقتر از مردم عادی، حدس بزنند.
