همراه بامن- مطالب متنوع-شعر-ادبیات (به قلم جستجوگر/f.Sheida)

مطالب متنوع و گوناگون اجتماعی وهنری ..وووو

همراه بامن- مطالب متنوع-شعر-ادبیات (به قلم جستجوگر/f.Sheida)

مطالب متنوع و گوناگون اجتماعی وهنری ..وووو

معرفی عوامل تهیه یک برنامه ی رادیویی -موضوع:فرهنگی و اجتماعی

معرفی عوامل تهیه یک برنامه ی رادیویی -موضوع:فرهنگی و اجتماعی
منبع  سایت شعرنو:
http://shereno.com/file.php?op=show&id=33111
معرفی    عوامل تهیه یک برنامه ی رادیویی  -
به قلم اقای صلاح الدین احمد لواسانی

مقدمه:

یافتن کار و شغل مناسب در همه جوامع از دغدغه های اصلی جوانان از یکسو و مدیران اجرایی کشور ها از طرف دیگر است.
آنچه که امروز بیش از هر چیز فراموش گردیده ، انتخاب حرفه ای متناسب با روحیات ، علایق و توانمندی ها فرد ، جویای کار است. همانگونه که تحصیل در دانشگاه ها نیز با همین معضل دست به گریبان است. با یک بررسی ساده براحتی میتوان فهمید ، که اکثر فارغ التحصیلان نه بدلیل علاقه به رشته تحصیلی بلکه تنها به دلیل کسب مدرک تحصیلی رشته مزبور را به پایان برده است.
طبیعی است که حاصل و نتیجه چنین فرایندی ، پایین آمدن شدید راندمان کاری در سطح جامعه خواهد بود.
یکی دیگر از مشکلات انتخاب شغل مناسب ، عدم آشنایی فارغ التحصیلان جویای کار با مشاغل و پیش نیازهای عمومی و علمی آن حرفه است.
ما در این نوشتار سعی خواهیم نمود با بررسی جامع عوامل تولید یک برنامه رادیویی شما را با این مشاغل آشنا نماییم. امید است مثمر ثمر واقع گردد.

مشاغل مربوط به تولید برنامه رادیویی
پس از ذکر مقدمه فوق ، اکنون لازم است ابتدا با عناوین شغلی ، عوامل تولید کننده یک برنامه رادیویی آشنا شویم .
افراد که در تولید یک برنامه رادیویی نقش دارند . بشرح زیر می باشد.
 طراح برنامه
 تهیه کننده
 سردبیر
 نویسنده
 کارشناس
 گوینده
 گزارشگر
 ادیتور
 مسئول هماهنگی
 پاسخگوی تماس های شنوندگان
جدای از عوامل یاد شده افراد دیگری نیز بعنوان عوامل پشتیبانی در این امر دخیل هستند که معرفی آنها باعث طولانی شدن این تحقیق خواهد شد.
پس در حال حاضر به همین میزان اکتفا نموده و صبحت در مورد عوامل مکمل یا پشتیبانی را به فرصتی بعد موکول می نماییم.

طراح برنامه:
طراحی یک برنامه رادیویی ، عموما توسط تهیه کننده یا سردبیر برنامه های رادیویی صورت می گیرد. معمولا در طراحی یک برنامه توجه به مسائل زیر بسیاری مهم و اساسی است.
• هدف برنامه
• تحقیق کافی و مناسب د ر زمینه برنامه
• توجه به نوع و تناسب با ظرفیت های رادیو
• تعداد برنامه در روز ماه و سال
• زمان پخش مناسب و میزان وقت برنامه

تهیه کننده:
تهیه کننده معمولا ، مدیر ، سازمان دهنده و مسئول عواملی است که با بهره گیری از آنها و به کارگیری عوامل فرهنگی و نیروی انسانی لازم و به مدد تکنیک های خاص رادیویی به خلق یک اثر جذاب و شنیدنی نایل شود.
طبق دستور العمل های رسمی ، تهیه کننده باید دارای مدرک کارشناسی در رشته تهیه کنندگی از
دانشکده صدا و سیمای جمهوری اسلامی باشد.
البته در حال حاضر بدلیل گسترده شدن شبکه های رادیویی این قانون بطور کامل اجرا می گردد .
تهیه کننده علاوه بر وظایف فوق الذکر مسئولیت های زیر را نیز بعهده دارد .
• بر آورد مالی.
• هماهنگی با بخش فنی
• نظارت بر ضبط برنامه توسط صدا بردار
• تعیین و استفاده از موسیقی و صدا های زمینه مناسب.
• هدایت مجریان در شیوه اجرا
• باز شنوی و ادیت( پاکسازی ) برنامه
• کنترل نهایی
• تحویل نوار برنامه به مسئول مربوطه جهت پخش
• تنظیم صورت ئستمزد عوامل بر اساس برآورد های مالی انجام شده.

سر دبیر:
سردبیر ، مسئول اجرایی فرم و محتوی برنامه بوده و بر فعالیت عوامل اجرایی ، محتوایی برنامه از قبیل نویسنده ، گزارشگر، مسئول هماهنگی ، گویندگان و غیره..... نظارت کامل دارد.
مسئولیت های اجرایی سردبیر بشرح زیر است.
• تعیین موضوع روزانه برای هر برنامه
• سفارش و ویرایش متون نوشته شده برای برنامه
• نظارت و کنترل گزارشات تهیه شده
• تعیین کارشناسان و میهمانان مورد نظر جهت دعوت توسط مسئول هماهنگی
سردبیر نیزهمانند تهیه کننده باید حداقل دارای مدرک کارشناسی باشد . البتهرشته تحصیلی مشخصی برای اینکار اجباری نیست.

نویسنده :
نویسنده همانگونه که از اسم آن مشخص است. تنها وظیفه تهیه متون لازم برای تولید برنامه را بعهده دارد. وی بر اساس سفارش سر دبیر متون لازم را نوشته و تحویل خواهد داد.
داشتن مدرک تحصیلی خاص برای این حرفه پیش بینی نشده است، اما داشتن آگاهی کامل و جامع در مورد موضوع برنامه ضروری می باشد.

کارشناس :
کارشناس، مسئول محتوی علمی برنامه می باشد . در بسیاری از موارد سر دبیر وظیفه کارشناس را نیز بعهده دارد.

گوینده :
گویندگان وظیفه اجرای برنامه ها را بعهده داشته ، که با هدایت محتوایی توسط سردبیر و هدایت فنی وظیفه تهیه کننده خود را به انجام می رساند.
گویندگان طبق ظوابط سازمانی باید علاوه بر داشتن مدرک کارشناسی دوره های ویژاین کار را در سازمان بگذرانند.

گزارشگر:
معمولا یکی از بخش های مهم برنامه گفتگوهای مردمی یا تخصصی آن است. وظیفه تهیه این
بخش از برنامه را با هماهنگی سر دبیر برنامه بعهده دارد .

ادیتور:
ادیتور، مسئول ادیت یا پاکسازی اشکالات از یکسو و مونتاز بخش های مختلف برنامه از طرف دیگر می باشد. در برنامه های کوتاه و کم حجم معمولا تهیه کننده خود این کار را بعهده می گیرد . اما در برنامه های بلند و پر دردسر مانند برنامه های زنده فردی خاص که دوره های مخصوص این کار را دیده است انجام میدهد. برای اشتغال به این حرفه علاوه بر داشتن مدرک دیپلم متوسطه گذراندن دوره های نخصوص الزامی است.
مسئول هماهنگی :
مسئول هماهنگی در واقع ، روابط عمومی برنامه بوده که وظیفه دعوت کارشناسان و میهمانان لبرنامه جهت حضور در استودیو یا برقراری ارتباط تلفنی را به انجام می رساند.
فرد شاغل در این حرفه بجز داشتن حداقل مدرک دیپلم متوسطه باید از روابط عمومی قوی نیز برخوردار باش.
پاسخگوی تماس های شنوندگان:
پاسخگوی تلفن در هنگام اجرای برنامه های زنده ارتباط شنوندگان برنامه را با مجریان و سایر شنوندگان بر قرار می سازد. برای اشتغال به این حرفه فقط داشتن مدرک دیپلم متوسطه و آشنایی با دستگاه ضبط گفتگو ها کافیست.

جمع بندی پایانی:
با توجه به مطالب فوق الذکر، مشاغلی از این دست نیاز به انسجام ، تفاهم و همفکری در بین عوامل مختلف دست اندر کارآن دارد. و تمامی اعضای این گروه کار ی باید اشراف و تسلط لازم بر حوزه کاری خود را برای تولید یک برنامه ارزشمند و اثر گذار ، داشته باشند.
والسلام

صلاح الدین احمد لواسانی - هندی


نوشته شده در پنجشنبه 2 خرداد 1387 - 08:30:44 ارسال از صلاح الدین احمد لواسانی

دوشعر از فرزانه شیدا( بادپا....تاتو بیآئی)

 
اقای اصلان قزللو:
 
با درود
 
از اول خردادماه  هفتمین شماره ی خانه نقد به نقد و تفسیر
 
 شعرهای فرزانه ی شیدا اختصاص یافته است .
 
منتظر نقد و بررسی شما دوستان فرهیخته هستیم.
 
خانه نقد ( اقای اصلان قزللو):
 
 
 
 اشعار:
 
بادپا باید رفت !:
--------------------------------------- :

طعنه باد نهیبم زد ورفت

وبه گوش دل گفت: ماهمه رهگذریم

ودلم باز به آهستگی وآرامی

تا دم کوچه دلتنگی رفت

روزگاری که گذشت

خاطر رفتن و رفتن ها بود

لیک تا مرز رسیدن بر خویش

همچنان راهی بود...

همچنان کوچه وپس کوچه ی بسیاری داشت...

ورسیدن به سرا منزل عشق

در پس اینهمه رفتن ها نیز

باز ناپیدا بود... باز هم راهی بود!

ودلم راهوسی خوش میکرد

که به همپائی باد

ره صدساله به یکشب ... یکروز

باد پا ...شیدا دل ...

طی کنم با همه ی قدرت خویش!

عمر بس کوتّه و ما در گذریم

بادپا باید رفت

تا سرامنزل عشق...تا رسیدن به بهار

تا شکوفائی دل...

بادپا باید رفت!!!

بادپا باید رفت!!!

شنبه 21 اردیبهشت 1387

فـــرزانه شــــیدا
 
 

تاتو بیآئی
--------------------------------- :

تــا تـــو بیــــایــــی ..

در امتـــداد ســـکوت ..

در حـــاشیه’ کبـــود زخــم..

...بــا ســـایه ام ...

پرســه خــواهم زد...

دیـــرگــاهیـــســـت ..

گلهــــای خیــال تو ...

در کــــوچــه بــاغــهای ذهنـــم

...شـــکو فــا شـــده انــد...

مـــن میـــدانستـــم ...

کــه تـــو

در قــفــس نمـی مـانـی...

..و بــا ظلـــــمت

...نمــی ســازی...

مـــن اینــــرا میـــدانستــم ..

و دلــــهره’ رفـــتــــن تــو...

هــمیشـــه بــا مــن بــود...

ای مســافر ســرزمیـــن ...

...نــورانی عشــــق...


....ای پــر کشیــــــده ...

به افـق های روشــن ایمــان...

...بـــا مــــن بگــــــو ...

...تــا تـــو بیـــائی..

شــکفتـــن غـــنچـــــه هــا را ...

بــا کـــه بـــگــویـــم؟!..

و آواز عــــــشق را

بـا که بـخــوانــم ؟!...

از:فـرزانه  شــیدا

1367مهرماه

 
 

چگونه میشود منتقد شد از دیدگاه آقای لواسانی

 
آشفته بازار نقد – گذری برنوشته رضا آشفتهموضوع:عمومی
 
 
آشفته بازار نقد – گذری برنوشته  رضا آشفتهبه قلم آقای لوسانی:

آشفته بازار نقد – گذری برنوشته رضا آشفته


دوستان گرامی جمله معروفی از مولای متقین در ذهن دارم بدین مضمون : برای گفتن سخن زیاد عجله نکنید و بدفعات آن را مزه مزه کنید سپس بر زبان جاریش سازید. زیرا مطلبی که بیان شد دیگر قابل برگشت نیست. اما تا در دل است و عیان نشده فرصت داریم هر زمان آن را بیان کنیم.
البته من در جایگاه نصیحت یا تذکار به دوستان نیستم . چون خود را واجد آن نمی دانم . اما اشاره به چند نکته بعنوان یک عضو کوچک از جامعه هنری و ادبی کشور ضروری دیدم
من نمی دانم آیا برخی از دوستان مطالبی را که مینویسند . قبل از انکه در معرض دید دیگران قرار دهند . آن را مرور می کنند. یا خیر ؟
حداقل در مورد نوشته دوست عزیزم رضا آشفته با عنوان "چگونه می‌توان منتقد شد؟!" مطمئنم که چنین اتفاقی نیافتاده است. یا اگر ایشان متن خود را مرور کرده ، احتمالا از سر خستگی و بی حوصلگی با سرعت از آن عبور نموده است. زیرا اگر نگویم مطلب مذکور اساسا فاقد بنیان های معرفت شناختی و نتیجتا ارزش است حداقل میشود گفت : نویسنده دچار آشفته گویی بی حد و اندازه شده است .
برای اثبات این گفته ، براحتی میتوان از متن نوشته خود ایشان مدد گرفت و نمونه های بیشماری را ارائه نمود . بعنوان مثال جناب آشفته در مطلع نوشته خود این عبارات را مرقوم نموده اند.
" نمایش خوب چگونه نمایشی است؟! این که همه ما بعد از دیدن یک نمایش در پاسخ به پرسش دیگران که نمایش چطور بود؟! می‌گوییم نمایشی خوب بود یا بد. این خوب و بد بودن بر پایه چه میزان، معیار و متر و سنجشی صورت می‌گیرد. "
همانگونه که ایشان خود اشاره فرمودند برای خوب یا بد بودن چه معیار ، متر و سنجش باید بکار گرفته شود . تا بصورت کامل تمامی " معیارهای زیبایی‌شناسانه (رضا آشفته)" موجود در یک نمایش مورد توجه قرار گیرد.
" آیا بازتاب اولیه که بر پایه احساس و سلیقه است، می‌تواند میزان مطمئنی برای داوری و سنجش یک نمایش باشد. چگونه می‌توان این احساس و داوری عجولانه را پس زد؟ چه چیزی می‌تواند جایگزین آن باشد تا یک داوری درست صورت گیرد؟ (رضا آشفته)"
مطمئنا تا اینجا خواننده مطلب مطمئن می گردد با منتقدی سر و کار دارد ؟ که اصول اولیه ومعین ، برای ورود به حوضه نقد را می شناسد .
اما ناگهان و بلافاصله در مطلع پاراگراف بعد با حکمی روبرو میشویم که انسان شک می کند آیا این جملات واقعا از قلم فردی که جملات فوق الذکر را بیان داشته تراوش نموده یا فرد دیگری ابتکار عمل را بدست گرفته و به نوشتن ادامه داده است . ببینید ....
" .... بلکه باید خلوتی، تأملی و تفکری پیرامون آن نمایش اتفاق بیفتد. هنر فکر کردن و تمرکز بر روی تمام عناصر و فراز و نشیب یک نمایش، ما را به یک داوری درست و درست‌تر خواهد کشانید.
با کمی حوصله و تدبر می‌توان به بازاندیشی و بازخوانی یک اثر نمایشی پرداخت. حتی در این جا نیاز به سواد دراماتیک نیست، هرچند در صورت داشتن این مهم قضاوت، مسلح به واژگان و اصطلاحات نمایشی و یک زبان گویای منتقدانه و تحلیلی خواهد شد. (رضا آشفته)"
آیا واقعا میتوان تنها بر اساس کمی حوصله و تدبر به باز خوانی و باز اندیشی یک اثر رسید. و منتقد نیازی به سواد دراماتیک ندارد. و براستی " میزان، معیار و متر خوب و بد بودن "کمی حوصله است و تدبر . نه البته اشاره فرمودید . سواد دراماتیک کمک می کند تا دیگران شیر فهم تر شوند . خود یکبار دیگر جمله تان مرور کنید." هرچند در صورت داشتن این مهم قضاوت، مسلح به واژگان و اصطلاحات نمایشی و یک زبان گویای منتقدانه و تحلیلی خواهد شد. (رضا آشفته) " و تیر خلاص را نیز بلا فاصله شلیک می فرمایید:
" به این ترتیب همه ما می‌توانیم تبدیل به منتقدان و تحلیل‌گران برازنده‌ای شویم که با درک و درایت والا به قضاوت پیرامون آثار نمایشی می‌پردازیم. (رضا آشفته) "
اما ماجرا به همین جا ختم نمی شود . شما در بخشهای بعدی نوشته خود پا را از این هم فراتر گذاشته و فتاوی بسیاری متناقضی را پشت سرهم صادر می نمایید. بعنوان مثال بخوانید.
" هنر نوشتن زیباترین هنری است که همه آدم‌ها با هر میزان سواد و درایتی از عهده آن برخواهند آمد. (رضا آشفته) "
" شاید بسیاری از دوستان و آشنایان بوده‌اند که دوست داشته‌اند بدانند که چطور می‌شود منتقد تئاتر شد. آیا ضرورتی به رفتن به دانشکده تئاتر هست یا نه؟ منتقد فردی است که باحوصله، ظرافت و دقت می‌بیند. پس از آن با تأمل و درایت به آنچه دیده است، می‌اندیشد. سر آخر نتایج این دیدن و فکر کردن را با قلم بر کاغذ (یا وبلاگ و سایت) منعکس می‌کند. بازتاب این دیدن را می‌توان نقد نمایش یا تحلیل نمایش تلقی کرد. (رضا آشفته) "
با گذر از این گدار گویا حضرتعالی فتوا های گذشته خود را فراموش کرده و به یکباره ارزش دانش اندوزی در حوزه نقد را کشف نموده پس داد سخن داده و چنین می فرمایید:
" برای آن که منتقد به زبان علمی نزدیک‌تر شود، نیاز به مطالعه شدید هنری، به ویژه کتب تئاتری هست. مسلح شدن به یک نگاه زیبایی‌شناسانه نیز در این مطالعات ممکن می‌شود. کتاب‌هایی که مربوط به تاریخ تئاتر، ‌کارگردانی، ‌نمایشنامه‌نویسی، بازیگری، طراحی نور، گریم، صحنه و لباس، موسیقی نمایش، نقد و تحلیل، سبک‌ها و شیوه‌های نمایشی، گونه‌های نمایشی در ایران و سراسر جهان، نمایش‌های صحنه‌ای، تله تئاتر، عروسکی و غیره و غیره باشد، هر یک به گونه‌ای سواد بصری و دراماتیک منتقد را بالاتر خواهد برد. البته این راه و مسیر فردی است که می‌خواهد در مقام منتقد حرفه‌ای در روزنامه‌ها، مجلات، رادیو و تلویزیون و از طریق کتاب و اینترنت مقالات و نقدهای خود را در اختیار همگان قرار دهد."
" او که به دنبال بیان نظرات شخصی خود است، با یک مطالعه معمولی نیز می‌تواند از عهده این مهم بر‌آید. "
"اما یک منتقد حرفه‌ای علاوه بر موارد موردنظر، باید به روانشناسی، جامعه‌شناسی، تاریخ، فلسفه، دین، عرفان، اقتصاد، سیاست، علوم پایه، پزشکی و روان پزشکی در حد لازم آگاه باشد. چون در هر نمایش مسایل و دغدغه‌هایی مطرح می‌شود که به همین علوم متنوع گره می‌خورند، وظیفه منتقد هم گره‌گشایی است و به روشن شدن یک وضعیت برای همگان می‌پردازد. "
" بنابراین هرچه میزان اطلاعات و قدرت نقد و تحلیل منتقد فزونی یابد، مقاله و نگارشش نیز با آب و تاب بیشتری در اختیار خوانندگان قرار خواهد گرفت. (رضا آشفته) "
در این باب فقط میتوانم از ضرب المثل نه به این شوری و شور و نه به این بی نمکی بهره بگیرم . دوست گرامی شما در یک چرخش محیرالعقول و به یکباره تنها راه منتقد حرفه ای شدن را فرا گیری همه علوم بشری عنوان می کنید. اما بلافاصله آب و تاب دادن مطلب را در نقد والاترین حسن می شمارید.
دوست گرامی هر جند من خود را فاقد دانش لازم برای نقد می دانم ، اما به این نکته واقفم که نوشتن نقد ، آب و تاب دادن مطلب نیست ، بلکه کالبد شکافی صحیح اثر هنری است . جالب آن است که شما اینبار هم در این گفته ثابت قدم نمانده ، بلافاصله و بدون اتلاف وقت و درست ابتدای پاراگراف بعد می فرمایید:
" بنابراین هر کسی این توانایی را دارد که نه تنها درباره هنر نمایش که درباره هر اثر هنری، صحبت و قلمفرسایی کند. "
دوست گرامی مطمئن باشید با خارج کردن تعدادی از مشاهیر بزرگ فلسفه مانند ارسطو ، هایدگر، شوپنهاور، نیچه و دیگران از گور چیزی عایدتان نمی گردد. وقتی بلافاصله چنین میگویید:
" همه می‌توانند درباره هر اثر هنری و به ویژه نمایش اظهارنظر کنند، اما اظهارنظری سندیت ‌یافته‌تر است که با پرهیز از واژگان دم دستی -خوب و بد و متوسط- به سمت نگاه تحلیلی و اندیشمند سوق پیدا کند. (رضا آشفته) "
هرچند موارد بیشمار دیگری از تناقض و ...... در مطلب شما بچشم می خورد . اما به همین مقدار بسنده نموده و خطاب به دوستان حاضر در سایت با شهامت و صدای بلند می گویم . من اشتباه کردم . آنجا که گفتم چرا تاسف برای نقد ؟
با این نوع نگاه به نقد باید گفت اسفا به حال و روز نقد.
آه............ مرا ببخشید. گاهی سکوت و خود داری بسیار سخت میشود .

صلاح الدین احمد لواسانی - هندی


منبع : سایت شعر نو
 
نوشته شده در سه شنبه 31 اردیبهشت 1387 - 07:39:56 ارسال از صلاح الدین احمد لواسانی

آزادی سروده ای از شهربانو عباسی از دفتر شمیم عشق -سایت شعرنو

  منبع:سایت شعر نو:
 
 
از پس خاطره ها
یک دم از خاطره ها می گذرم
می نشینم لب دستان دعا
اسمان می گیرم
پر پرواز پرنده در دست
حس پرواز چه خوب
نازنین ازادی دوستت می دارم
چشم را باز کنم
از رهایی خبری نیست دگر
از پس خاطره ها می گذرم
می نشیم بر لب ساحل عشق
راه نقلیه ی موج
صدفی می یابم
پر از احساس غنا
اب هموار شود
تا نوازش کند ارام دلم
حس ارامیست اکنون با من
هوس شادابی می خزد در دل من
راه جنگل در چشم
میرم تا ته و اعماق دلش
نفسی تازه کنم
و هوا را به درون ریه ام راه دهم
خنده هایم هوس رعد کنند
چه صفاییست اینجا
جایتان بس خالی
همچنان باز روم
راه انگار تهی از غم بود
باد سرشار ز بذر اندوه
با شتابی چون برق
می رود از بر منهمه چیز ارام است
و سکوتم که کم اورد در ارامش این جان و تنم
دگر از غصه رهایم
راست می گویم من باور کن
 
شهربانو عباسی
 
از دفتر شمیم عشق