| دروغگوئی ما ایرانیان و علل آن(۱)موضوع:فرهنگی و اجتماعی |
|
به قلم آقای داریوش حاجبی
درمراجعت به کشور خویش دست به نوشتن در مورد ما ایرانیان زدند و تقریبا قریب به اتفاق آنها از دروغگوئی و دو روئی بعنوان یکی از شاخص ترین ویژگیهای ما نام بردند. اما متاسفانه همانگونه که اشاره شد هیچیک به چرایی این خصایص نیاندیشیدند و از آن حرفی به میان نیاورند. در این نوشتار کوتاه خواهیم دید چگونه شرایط محیطی باعث دروغ گوئی و آن نیز به نوبه خود به ویژگیهای نامناسبی دیگری در ما و تمامی مردم جوامعی که شرایطی مشابه جامعه ما دارند منجر می گردد. * می دانیم که انسانها، هم به لحاظ قابلیت ها و استعدادهای فطری، و هم به لحاظ شرایط اقتصادی و فرهنگی حاکم بر خانواده، از یکدیگر متفاوتند. این تفاوتها در کلیه جوامع بشری حتی در بهترین و پیشرفته ترین آنان باعث می شود که افراد از نظر موقعیت اجتماعی در سطوح متفاوتی قرار گیرند. در جوامعی که قانونی از حق مردم دفاع نمی کند، افرادی که در موقعیتهای بالاتر قرار دارند می توانند زندگی زیر دستان خود را منفی یا مثبت تحت تاثیر قرار دهند. در این جوامع جلب رضایت فرادستان و باج دادن به آنان هم در جهت کسب منفعت و هم برای دفع ضرر رایج می گردد. و از آنجاییکه افراد درهر موقعیتی که باشند در عین حال که زیر نفوذ شخص و یا اشخاصی قدرتمندتر از خود هستند، به گونهای در رأس قدرت بوده و زیردستانی دارند، ترس و بدنبال آن جلب رضایت، یعنی باج دهی در تمامی جامعه بنوعی تسری می یابد. با یک نگاه می توان دید که کلیه روابط در چنین جوامعی از الگوی زورگوئی-زور پذیری و یا همان ارباب-رعیتی پیروی می کند. بعنوان مثال رابطه کارفرما و کارگر، رئیس و کارمند، معلم و شاگرد، شوهر و زن، والدین و فرزندان و حتی فرزندان بزرگتر نسبت به خواهر و برادر کوچکتر از خود در داخل یک خانواده. جلب رضایت از راههای مختلفی انجام می شود که از آن جمله می توان به سازش، سکوت، اطاعت، تعریف و تمجید کردن، هدیه و رشوه دادن اشاره نمود. شدت و ضعف این اعمال بستگی به شرایطی دارد که فرادست و فرودست در آن قرار گرفته اند. واژه گانی چون: تملق، چاپلوسی، شیرین زبانی، خوشزبانی، مردم داری، خوش رقصی، خوش خدمتی، چرب زبانی، بادمجان دور قاب چینی، زبان بازی و... که در مکالمات روزمره ما به وفور مورد استفاده قرار می گیرند، هر یک به نوعی به این اعمال(گفتارها و رفتارها) اشاره دارند. از راههای دیگر جلب رضایت استفاده ازالقاب و عناوین است. القابی چون حضرتعالی، جنابعالی، سرکار عالی و علیه به جای "شما"؛ کلمه رایجی که معمولا برای خطاب شخص مقابل در جوامع مدرن مورد استفاده قرار می گیرد و به موازات آن استفاده از کلماتی چون نوکر، چاکر، مخلص، فدوی، جان نثار، کوچک، ارادتمند و... به جای "من"؛ تنها کلمه ای که برای خطاب اول شخص در کشورهای مدرن استعمال می شود و هم چنین استفاده از عناوینی چون جناب رئیس، آقای مدیر و دکتر و مهندس و ... و اعمالی چون تعظیم کردن، دست بوسی و پا بوسی نیز در جهت همین جلب رضایت و به بیان دقیق تر از سر ترس صورت می گیرد. اما از آنجا که "ترس"، از قدرتمند و فرادست یک موجود هولناک و از فرودست یک موجود ضعیف و ترسو در ذهن مجسم می کند و این چندان مطلوب نیست، تمامی این اعمال را تحت نام "احترام" انجام دادیم. عملی که باعث گردید که این رفتارها و گفتارها (احترام کاذب) از حالت عمودی یعنی فرودست- فرادست یا سلسله مراتبی، به حالت افقی نیز تسری یابد چرا که همگان به احترام احتیاج دارند. این جایگزینی هم چنین باعث شد که فرادست به یک "مراد و محبوب" و فرودست به "یک مرید صادق" تغییر چهره دهند. حال نگاهی بیافکنیم به حاصل این جابجایی یعنی احترام به جای ترس 1- وقتی بله قربان گوئی و موافقت با عقیده افراد احترام تلقی شود، مخالفت با عقیده بی احترامی خواهد بود، و 2- هنگامی که سکوت در مقابل ناروا احترام نام گرفت، اظهار عقیده بی احترامی تلقی می گردد، و 3- وقتی تعریف و تمجید احترام قلمداد شد، انتقاد بی احترامی به حساب می آید و عدم تحمل آن امری بسیار طبیعی به نظر می رسد. این معانی قراردادی باعث می شوند ما برای ابراز احترام به تعریف و تمجید دروغین از یکدیگر بپردازیم، و در مقابلِ نقاط ضعف و یا عیوب افراد (رئیس، مدیر، کافرما، معلم، استاد، همکار، همسر و یا هر کس دیگر) سکوت اختیار کنیم، چرا که در غیر اینصورت کار ما توهین تلقی شده و به خشم آنها منجر می گردد، خشم آنان انتقام بر می انگیزاند و آرامش و گاه زندگی ما را به مخاطره می اندازد. 4- از طرف دیگر وقتی شهامت انتقاد رو در رو در جامعه از بین رفت، این انتقادها در غیاب افراد مطرح میشود. و این همان پدیده رایج و مذموم غیبت کردن است. دورویی، تظاهر، دورنگی، ریا و دروغ کلماتی که ما انتساب آنها را نسبت به خود بسیار توهینآمیز تلقی میکنیم، چیزی نیستند جز بیان نکردن حرفهایی که در دلمان میگذرد، از ترس اینکه دیگران ناراحت شوند و بیان حرفهایی که به آنها اعتقادی نداریم در جهت خوشنود نمودن دیگران. آری همه ما را به دروغگوئی متهم کردند، اما هیچکس به این اشاره نکرد و یا متوجه این امر نشد که ما در اکثر موارد با دروغهایمان (و در اینجا البته نظر به همین نوع دروغگوئی دارم و نه سایر انواع دروغها) به یکدیگر ابراز احترام می کنیم و از دروغ شنیدن نیز بهمین دلیل خوشنود می شویم که تصور می کنیم مورد احترام قرار گرفته ایم....براى اینکه خواننده گرامى از خواندن زیاد خسته نشود...ادامه این مقاله در شماره ۲ در اختیار دوستان قرار مى گیرد...روز شما خوش.... منبع سایت شعرنو:
|
| نوشته شده در یکشنبه 22 اردیبهشت 1387 - 14:06:25 ارسال از داریوش حاجبی |
| درباره اعتراض کمال تبریزی از حذفیات سریال شهریار؛موضوع:ادبی و هنری |
|
-------------------------------------------------------------------------------- نامهای از یکی از دختران محمدحسین شهریار باعث شد که 50 دقیقه از قسمت نوزدهم سریال شهریار حذف بشود و این باعث اعتراض کمال تبریزی، کارگردان این اثر شده است. اینکه یک کارگردان بخواهد درباره یک بزرگوار فیلم یا مجموعهای تلویزیونی بسازد، آزادی مطلق وجود دارد اما او متعهد است که بنابر واقعیت موجود و استناد به منابع معتبر و مدارک مسجل اقدام به تهیه این کار کند. حالا پس از این تمام این واقعیتهای موجود از صافی ذهن و تخیل این هنرمند عبور میکند و تبدیل به یک اثر هنری مستقل میشود. یعنی هنرمند بنابر دیدگاه مستقل و ذوق و قریحه هنریاش اقدام به تولید یک اثر خلاقه میکند. اینکه محمدحسین شهریار کیست، بنابر شنیدهها، خاطرات و آثار تا حد زیادی قابل درک است. اما کمال تبریزی، محمدحسین شهریار را از صافی ذهن خود به ما نشان میدهد و این احتمال وجود دارد که در بعضی از جاها حضور و تاثیر تخیل بر واقعیت موجود غالب باشد و در کلیت اثر همان واقعیت وجودی حاکم باشد. با این تعبیر نمیتوان انتظار داشت که یک فیلمساز موبهمو به واقعیتها بپردازد و در برخی از موارد حجب و حیای شخصی مانع از پرداختن به بعضی از مسائل و دغدغههای کاملا شخصی این افراد میشود. شهریار هم مثل هر آدمی فراز و نشیبهای بسیاری پشت سر گذاشته است و مثل تمام آدمهای زمینی فارغ از گناه و لغزش نبوده است. بنابراین نمیتوان با نگاه تقدسگرایانه به سراغ این بزرگواران رفت، چون این خود زمینهساز دروغنگری و تحریف محض خواهد شد. بنابراین پرداختن به زندگی این بزرگواران تا آنجایی که در دایره موهومات و مجهولات دست و پا نزند، خالی از لطف نیست. اینکه فرزندی اعتراض داشته باشد، این اعتراض مادامی که مساله توهین و تحقیری در کار نباشد، چندان وارد نیست. از سوی دیگر یک شاعر نامی و مطرح به تکتک هممیهنان خود تعلق دارد و مطمئنا کمال تبریزی همانند یک فرزند و حتی با احتمال نزدیک به یقین با علاقه و عشق وافر اقدام به ساخت و ساز این اثر هنری کرده است. شاید خطایی هم در کار باشد. اما این دلیل نمیشود که خطای او هم از کار حذف شود. باید سریال شهریار بهطور کامل دیده شود و این خطاها و نقصها با استناد به واقعیتها نقد و بررسی شود و البته گاهی این خطاها به دلیل مسائل مربوط به پردازش دراماتیک و احاطه عاطفه و احساس و تخیل هنرمندان قابل چشمپوشی است. آنچه در این 20 قسمت پخش شده، همه محترمانه بوده است. اگر هم نقدی وارد بر کار باشد، این دیگر از ارزش هنری کار میکاهد و هنر و زیباییشناسی کمال تبریزی را زیر سوال میبرد. بنابراین حذف یک دقیقه از این سریال هم حالا به هر دلیلی چندان خوشایند نیست. به خصوص اینکه این فیلمساز از همان ابتدا از مدیر شبکه 2 خواسته که هرگونه تغییری با اطلاع وی صورت بگیرد. اینکه بدون اطلاع این حذفیات انجام شده، کار صدا و سیما را زیر سوال میبرد که چرا با یک گفتوگو به دنبال یک راهحل اساسیتر برای تخریب نشدن یک اثر هنری نیستند. شاید کمال تبریزی بیآنکه دقیقهای از مجموعه را حذف کند، با یک تغییر و تبدیل از سوءتفاهمات احتمالی میکاست و به گونهای با توجیه و گفتوگو با اهل خانه شهریار این اجازه را برای خود و اثرش به دست میآورد، که هدف تحریف و تخریب شهریار نبوده و نیست. چنانچه تا اینجا دیدهایم، شهریار آنطور که بوده و زندگی کرده، شعر گفته و عواطفش او را در مسیر زندگی قرار داده، در مقابل دوربین هدایت شده است. اگر بپذیریم که این شهریار اصلا ربطی به آن شهریار ندارد، باز هم این موضوع نمیتواند مانع از پخش سریال شهریار شود. چون در این سریال شاهد زندگی یک شاعر حقیقی هستیم که خصوصیترین مسائلش بیاغراق مقابل دوربین دکوپاژ شده است. این حق کارگردان است که با نگاه مستقل به کنکاش پیرامون یک پدیده یا شخصیت بپردازد، باید به این دیدگاه و شخصیت هنری احترام قائل شد. او به عنوان بخشی از فرهنگ و هنر این مملکت بهدنبال ارائه یک اثر مطلوب و ماندگار است، چنانچه تاکنون کمال تبریزی با آثار سینمایی و تلویزیونیاش چنین مهمی را اثبات کرده است. فرش باد، همیشه پای زنی در میان است، لیلی با من است، یک تکه نان و در مسلخ عشق نمونههایی از موفقیتهای این فیلمساز است که در مجموعه شهریار نیز این ردپای قوی و امضای محکم دیده میشود. به قلم اقای رضا آشفته
منبع سایت شعر نو
|
| نوشته شده در جمعه 20 اردیبهشت 1387 - 19:35:37 ارسال از رضا آشفته |
| کمتر از انگشتان یک دستموضوع:ادبی و هنری |
|
رضا آشفته بیست و یکمین نمایشگاه بینالمللی کتاب ایران این انگیزه را به وجود آورده تا طی یک مرور کلی و اجمالی بتوانیم درباره وضعیت فعلی نشر کتاب تئاتر در کشورمان کنکاشی انجام دهیم. نمیتوان در بین آن همه انتشارات فعال و پرکار به سراغ تعداد زیادی از آنها رفت که به مقوله تئاتر و نمایشنامهنویسی به طور جدی میپردازند. ناگفته نماند که در نمایشگاه امسال نسبت به تمام عناوین و تیراژها سهم تئاتر از نشر کتاب کاملاً ناچیز است. در ادامه به سراغ تک تک نشرها رفتهایم تا درباره وضعیت فعلی و گذشته آنها مروری داشته باشیم که در ادامه میخوانید. در یک جمعبندی در همین ابتدا میتوان گفت که هر یک از انتشاراتیها به تعداد کمتر از انگشتان یک دست، سال 87 را برای نشر کتب تئاتری آغاز کردهاند. نشر قطره: با دست پر نشر قطره امروز تبدیل به بزرگترین و فعالترین نشر تخصصی در زمینه تئاتر و نمایشنامهنویسی شده است. این نشر در زمینه کتب آموزشی و پژوهشی بیشترین سرمایهگذاری لازم را انجام داده تا منابع درخور توجه و تأملی را برای اهل پژوهش و دانشجویان تئاتر فراهم کند. از این مجموعه تاکنون بیش از 50 عنوان کتاب چاپ شده است. همچنین پرداختن به نمایشنامههای ایرانی و خارجی هم یکی دیگر از دغدغههای اصلی نشر قطره است که روز به روز به تعداد این نوع آثار افزوده میشود. در یک حرکت جالب و ماندگار نشر قطره مجموعه آثار بزرگان نمایشنامهنویسی کشور مانند اکبر رادی، اسماعیل خلج، بهمن فرسی و خسرو حکیم رابط را در یک تا چند مجلد منتشر کرده است. در این سری هم در آینده شاهد مجموعه آثار محمود استادمحمد و دیگران خواهیم بود. نشر نیلا:"حرف، حرف، حرف" نشر نیلا در زمینه ادبیات نمایشی، شعر و داستان کاملاً تخصصی عمل کرده و امروز تبدیل به یکی از نشرهای اسم و رسمدار در زمینه نمایشنامهنویسی ایرانی و خارجی شده است. آزاد روحبخشان که در غرفه نشر نیلا به راهنمایی مراجعهکنندگان میپردازد، تنها نمایشنامه سال 87 این نشر را "حرف ، حرف ، حرف" نوشته دیوید آیوز معرفی میکند. کتابی کوچک که توسط حمید امجد، محقق، نمایشنامهنویس و استاد دانشگاه به فارسی برگردانده شده است. در فهرست این نشر آثاری از اکبر رادی مانند "آمیز قلمدون"، "باغ شبنمای ما"، "شب روی سنگفرش خیس"، از محمد رحمانیان"امیر"، "خروس"، "شهادتخوانی قدمشاد مطرب در طهران"و...، حمید امجد (بی شیر و شکر، پستوخانه، زائر، قضیه تراخیس و...) از محمد چرمشیر (کبوتری ناگهان، شش و بش، گذر پرندهای از کنار آفتاب، میخواستم اسب باشم و ... ) به عنوان نمایشنامهنویسان مطرح و فعال ایرانی دیده میشود. در میان خارجیها هم آثاری از ساموئل بکت (آخرین نوار کراپ،زیر چاپ)، آرتور کوپیت (آه پدر، پدر بیچاره ...)، تام استوپارد (بازرس هاند واقعی)، نیل سایمون (پابرهنه در پارک)، گونتر گراس (پابرهنهها تمرین انقلاب میکنند)، آرسیتو فان (پرندگان)، ژان کوکتو (تصویر فراطبیعی دوریان گری)، امه سهزر (توفان)، دیوید ممت (جولی)، جان پاتریک (خانم سویچ عجیب)، هارولد پینتر (خیانت و دو نمایشنامه دیگر)، یانوش گلواتسکی (خانه)، سام شپارد (دکه بین راه)، کارل گئورک بوشنر (لئونس ولنا)، ادوارد آلبی (مرگ بسی اسمیت)، مجموعه آثار نمایشی یون فوسه و نمونههایی از این دست دیده میشود. درباره تئاتر هم کتاب بازیگری"رضا کیانیان"، تئاتر قرن سیزدهم پژوهش حمید امجد و دفترهای تئاتر 1 تا 7 چاپ و منتشر شده است. همه این نمونهها دست در دست هم میدهد تا از نیلا به عنوان یک نشر موفق و فعال در زمینه تعالی هنر تئاتر یاد کرده و اگر حمایتهای لازم از این نوع نشرها صورت گیرد و علاقهمندان برای خریدن کتابها کمی از حد معمول بیشتر ولخرجی کنند مطمئناً این فهرستها روز به روز طویلتر میشود. و این به معنای گسترش حقیقی هنر تئاتر خواهد بود. بدیهی است که کتاب بهترین و مؤثرترین ابزار و امکان توسعه یک علم یا حتی فن و هنر در کل دنیاست، و این زمانی محقق میشود که مردم از یک نوع کتاب خاص بیشتر استقبال کنند. البته در مملکت ما کتابهای فال و رمالی هنوز هم جزء پرفروشهاست چون هنوز هم دیدگاه واقعگرایانه برای رسیدن به آرزوها، رویاها و خواستهای درونی کارایی چندانی در بین مردم ما ندارد. در صورتی که تئاتر بهتر از هر چیزی این دید واقعگرایانه را میتواند بین مردم توسعه بدهد. یکی دیگر از فعالیتهای مهم نشر نیلا چاپ و نشر مجموعه کتابهای کوچک است که در این فهرست 59 نمونه از آثار چاپ شده و زیر چاپ با موضوع نمایشنامه، داستان و شعر دیده میشود. نشر افراز:"تئاتر ایران در گذر زمان" نشر افراز هم این روزها تبدیل به یک نشر تئاتری شده و با هدف ارتباط گرفتن با اهالی تئاتر و دانشجویان این هنر، کتابهای متنوعی را آماده نشر میکند. این نشر را توسط کتاب جادوی صحنه (زندگی تئاتری عزتالله انتظامی) میشناسیم که این کتاب تحت عنوان مجموعه تئاتر ایران در گذر زمان همچنان پیگیری میشود و جلد دوم آن به موضوع تئاتر از سال 1342 تا 1357 و جلد سوم آن به کارگاه نمایش از آغاز تا پایان (1348-1357) میپردازد. این مجموعه پژوهشی به گفته اعظم کیان افراز مدیر نشر افراز ادامه پیدا میکند. از کتابهای تازه منتشر شده نشر افراز میتوان به نمایشنامههای "نفرین طبقه گرسنه"(سم شپارد-با ترجمه منوچهر خاکسار هرسینی)، "تبرئه شده" (جسیکا بلنک و اریک جنسون- با ترجمه منیژه محامدی)، "تبر" (آرمان وارطانیان- با ترجمه آندرانیک خچومیان)، "آرام اینجا زندگی میکند" و "دروازهها" (کارینه خودیکیان- با ترجمه خچومیان)، "در همین نزدیکی"(علی میرزا عمادی) اشاره کرد. "تراژدی در عصر سیاسی یونانیان" پژوهشی از فرهاد سلیماننژاد هم یک کتاب خواندنی و ماندنی است. در این کتاب به جنبههای پنهان اما بنیادین تراژدی یونانی که همان ذات و کارکرد سیاسی تراژدی است، پرداخته شده است. اکسیر نقش "زندگی هنری محمدعلی کشاورز" نوشته اعظم کیان افراز و یاسین محمدی از دیگر کتابهای دیگر این نشر است که به زودی منتشر میشود. نوروز هنر:"فراسوی متن، فراسوی شگرد" جواد ذوالفقاری را با نمایش عروسکی میشناسیم. او نویسنده و کارگردان و استاد دانشگاه در زمینه نمایش عروسکی است. مترجم چیرهدستی است و در زمینه ترجمه رمان و کتب علمی و پژوهشی هم آثار ارزندهای را ترجمه کرده است. او همچنین ناشر است، نشر نوروز هنر که در زمینه نمایشنامه عروسکی، هنر عروسکی، نمایشنامه ایرانی، نمایش جهان و هنر داستان، سینما و غیره فعالیت میکند. "حرفه من" نوشته سرگئی ابراتسوف، "هنر عروسکی" نوشته بیل برد، با ترجمه جواد ذوالفقاری از مشهورترین کتابهای این نشر است. این نشر در سال 87 با فعالیت تازهای همراه نیست. اما دو کتاب "کارگاه نمایش" (حمیدرضا ریشهری) و "فراسوی متن، فراسوی شگرد" (زندگی و آثار هنریک ایبسن، نوشته منصور کوشان) از جمله آثاری است که این نشر در اواخر سال 86 چاپ و منتشر کرده و هنوز تازگی خود را برای معرفی شدن به علاقهمندان به هنر تئاتر حفظ کرده است. جواد ذوالفقاری در غرفه خود در تکاپوی معرفی آثار منتشر کردهاش است، او از سفر به ایتالیا و سخنرانی درباره یک نوع نمایش عروسکی تازه کشف شده میگوید. نمایشی در همدان که با نخود عروسکهایی میسازند و بر اساس آن اجرا میکنند. نشر تجربه: درباره کارگردانان ایرانی حسن ملکی مدیر نشر تجربه که یکی از بیسابقهترین فعالیتهای نشر را در ایران به ثبت رسانده در غرفهاش نشسته و در سکوت خود غرق شده است. از او میپرسم که کتاب تازه داری؟ پاسخش نه است، چون در شرایط فعلی انتشار نمایشنامه مشکل شده است. او که در یکی دو سال اخیر کمتر کار ارائه کرده. امسال با یک مجموعه درباره کارگردانان ایرانی آثار تازهای را در نمایشگاه عرضه کرده است. یک مجموعه 10 جلدی که از این مجموعه 4 مورد درباره شاهین سرکیسیان، عباس جوانمرد، حمید سمندریان و اگر حافظهام یاری کند داود رشیدی است و مابقی نیز در مرحله کسب است. حسن ملکی با کتابهای تجربه و انتشار کتابهای کوچک با موضوع نمایشنامه و داستان شهرت پیدا کرد، مجموعهای که میتوانست تداوم پیدا کند، اما بازار خرید و عدم حمایتهای لازم برای نشر کتاب هنری و ادبی، مانع از بروز این خلاقیت در سطح گستردهتر شده در صورتی که با پخش این مجموعه در سطح کشور میشد که این راه را با پشتکار بیشتری ادامه داد. نشر فردا نشر فردا از نشرهای مهم شهرستانی در زمینه نشر کتب تئاتری به شمار میآید. این نشر در شهر اصفهان فعال است و بخش عمدهای از کتب خود را به تئاتر اختصاص داده است. این نشر با انتشار مجموعه آثار هنریک ایبسن و آگوست استریندبرگ با ترجمه اصغر رستگاری شهرت بزرگی در کشور پیدا کرده. از دیگر آثار این نشر میتوان به "کرگدن" اوژن یونسکو (مدیا کاشیگر)، "عروسی خون" و "دوشیزه رزیتا" فدریکو گارسیا لورکا (فانوس بهادروند)، "زنده باد مرگ" فرناندو آرابال (مدیا کاشیگر)، "فضای خالی" پیتر بروک (اکبر اخلاقی)، کار هنرپیشه بر نقش استانیسلاوسکی (پرویز تأییدی)، "جرقهای در ظلمت" برتولت برشت (رضا کرم رضایی)، "رویای آمریکایی" ادوارد آلبی (رضا کرم رضایی)، "مستأجر جدید" اوژن یونسکو (رضا کرم رضایی)، هنریک ایبسن، مایکل مابرو (هلن اولیایی نیا)، ویلیام شکسپیر نویسنده یا ... (هلن اولیایی نیا) و "بوطیقای ارسطو" (هلن اولیایی نیا)، "زنان تروای ستکا( عبدالله کوثری)، "گردهمآیی خانوادگی" تی.اس.الیوت (هوشنگ اسدی)، "دکتر فاستوس" کریستوفر مارلو (لطفعلی صورتگر)، "کودکی یک رئیس" ژان پل سارتر (محمدعلی سپانلو)، "اورستیای آیسخولوس (عبدالله کوثری)، "شاه لیر" ادوارد باند (هوشنگ حسامی) و... اشاره کرد. همین مجموعه رنگین خبر از زحماتی مضاعف میدهد تا بهترین آثار نمایشی دنیا با بهترین مترجمان در یک مجموعه گردآوری شود. متأسفانه پخش آثار فردا به بهترین نحو صورت نمیگیرد، و عرضه این آثار در تهران به شکل تقریباً نامعلومی است و به همین جهت این آثار در اختیار علاقهمندان خود به راحتی قرار نمیگیرد. دیده شدن فعالیت یک نشریه به پخش خوب آن هم بستگی دارد و نباید در این باره کوتاهی کرد. نشرهای دیگر انتشارات نگیما، نشر چشمه، نشر نی، نشر ثالث، نشر ماهریز، انتشارات روزبهانی، انتشارات هرمس، نشر مروارید و نشرهای دیگر نه به طور تخصصی که به طور هرازگاهی درباره تئاتر و نمایشنامهنویسی آثاری را منتشر کردهاند. انتشارات نمایش:"کارگردانی تئاتر پست مدرن" انتشارات نمایش وابسته به مرکز هنرهای نمایشی، انتشاراتی نسبتاً فعال است. این نشر بسته به شرایط و مدیریتهای مختلف، فراز و نشیبهای زیادی را پشت سر گذاشته است. این نشر که کاملاً تخصصی است و فقط به هنر نمایش میپردازد، متأسفانه سرمایه و بودجه زیادی برای رونق کار انتشارات نمایش در اختیار ندارد و بنابراین نمیتوان از آن انتظار داشت که در رونق وضعیت تئاتر کشور مؤثر باشد. "کارگردانی تئاتر پست مدرن" ترجمه صمد چینیفروشان و "آفرینش و زندگی با عروسکهای صحنه" تألیف فرناز بهزادی
آخرین آثار منتشر شده این نشر هستند.
به قلم آقای رضا اشفته
منبع سایت شعر نو:
|
| نوشته شده در شنبه 21 اردیبهشت 1387 |
گزارشگر : مریم اسدی جعفری
حمید سبزواری
حمید سبزواری:
کنگره های شعر، انسان سازند
| 13 اردیبهشت 1387 ساعت 10:25 |
