|
شمیم عزیز
واحساس همگونه ای که باهم در عشق بوطن
احساس می کنیم شعر غربت را اینبار در مجموعه اشعار شعرنو ثبت کنم ودرمقابل کشور محترمم ایران سر تعظیم فرودآورده وقسم یاد کنم که چون از سرزمین ایرانم تا ابددلبسته به خاک میهنم خواهم بود وافتخار میکنم به ایرانی بودنم: غربتی بیش نبود ـــــــــــــــ غربتی بیش نبود رفتن و دور شدن از وطنم و کنون می بینم که به صد خاطره پا بندم باز و به آن خاک که با نم نم آب بوی گلهای بهاری میداد و به آن کوچه و پس کوچه شهر که ز آوای منو ما پر بود چشم چون می بندم باز می بینم من بازی و همههء طفلان را و صدای گرمی که به آوا میگفت: آی سبزی دارم ، سبزی تازه باغ! و چه دوریم و غریب زآنهمه همهمهء شهر امید و زآن تهرانی که به آغوشی باز همه را جا میـداد. لیک در سردی غـربت حرفی ست که مرا میخواند سوی دلبستن و همراه شدن با تو ای ایـرانی و بدل میگوید: هـرگـز از یاد مبــر که تو از کشور شعر و ادبی زاده کشور حافظ ســعدی زاده نور و محبـت گـرمی و مبادا که دلت زینهمه سردی غربت شکند در دلـت خورشیدیست که غروبی نپذیرد هـرگـز عشــــق را یــاد آور که ز آغاز تـولــــد با ما سخنــی دیـگر داشــت و مـداوم میگفـت: تـو مبـادا که ز خاطـر ببـری که تو روئیــده خاک وطنــی زادهء نور و محبـت امیــد زاده ء عشـق و حرارت خورشیــد و بخـود بایـد گفــت: افتخــاریست بلنــد خــوب بـودن چو یک ایــرانـی سبـز چون سبــزی ایـــران ... گیــلان پـاک چـون بـرف دمـاونـد سفید ســرخ چون پـاکـی آن نوگـل سـرخ این سه رنگی که ترا سمبل ایـــران بوده است! پـرچـــم مهــر . محبــت . امیــد مظــهر عشق و صداقت . خـورشیــد از فـرزانه شـیدا زمانی که روز (۱۷ مای) در نروژ میشه میبینم روز آزادی ملی نروژ مردم نروژ با بهترین لباسهای بومی وملی خود با گرمی وبا پرچمی از نروژ برسینه وگرفتن پرچمی دیگر در دست و نهادن پرچمهای بزرگ بر بالکن خانه های خود ... تمام روز را در خیابان جهت نشان دادن افتخار ملی خود رژه میروند تا از دولت خود حمایت کرده خاک خود را گرامی بدارند . بیاد می آورم ایرانیانی را که به مرز وخاک ووطن خویش بی حرمتی میکنند ودلسوخته میگردم وآنگاه چون شمیم عزیز بر لب ودل میرانم : ایران بمیرم بودنت را!!! |
| نوشته شده در دوشنبه 26 فروردین 1387 - 18:32:50 ارسال از فرزانه شیدا(ف.شیدا) |
| موضوع:ادبی و هنریرستگاری |
|
بیچاره و گرفتار !
مگر فرقی است بین من و تو و آن بیچاره ی مفلوک ؟!
دستم را ببین و ریختن عودی در آتشش به میمنت حضور متبرکانه بودا من و تو در کنار هم ایم ... در نفسهایمان و درخشش خورشیدی خیالی !!! نمی دانم.... و یک هیچ پرهیزکارانه ! دستم را می برد تیزی تیغ در بی قراری دیداری فی الفور بداهه در من بودا می ایستد و یک نشان بزرگ بر پیشانی و ردی از دلخوریهای تو از من بخشش تا رستگاری ! ارسال از رضا آشفته |
| نوشته شده در شنبه 24 فروردین 1387 - 19:32:56 |
| یک حسرت بغض اندودموضوع:مذهبی |
|
سوزانی بوریا را
تنت بر نفت شیهه
می کشد اسب
یال افشان
بنفش آسمان و آب بر درگاه نیلوفران مغموم رژه می روند کبوتران سر بریده از وهمی تاریک نگاهت را از من و آن قاضی ساده نپوشان ما در حیرت خود وا مانده ایم که چرا چنین ؟ حسرت را به درخت می آویزیم و نامش می شود گلابی
در گلو می پرد هسته ی تلخ و درشت همدان قدیم را نمی دانم اما امروزش را تو بگو ؟!
تعریفی و تمجیدی شاید یکه می خورد گربه ای گریخته از آتش تن عین القضات دانا
و هیچ رسولی هم نمی خواهد گمراهی اش را به یاد آورد
در پیشگاه او ما خود را می بازیم به رنگ سرخ عقیق ندای شیطان را در دلش
مرور می کند
مردی که از خود می گذرد به راستی و هیچ کوچه ای او را به باد نمی خواند فقط یک زمزمه می شود در خلوتش مطمئن می آید دار آتش برج انتخابی نیست می میرد او که به راستی پر و بال می گیرد همه از ما هیچ نا آشنایی بر غربت زمین بی تکرار نیست
بهانه می شویم به راحتی یک جرعه آب فرو رفته از باریک گردن درناها و یک حسرت بغض اندود نمی ترکد بر دلم به آهنگ سنگ های پرتاب شده بر گیسویم. ارسال از رضا آشفته
۲۲ فروردین ۱۳۸۷ |

Deeper Depression
نمایشگاه " افسردگی عمیق تر " با 237 شرکت کننده ایرانی از سراسر
ایران و 14 شرکت کننده از کشور های آلمان،
برزیل،ترکیه،نیجریه،ژاپن،کانادا،سوئد،آمریکا،فرانسه،کامبوج،
استرالیا و انگلستان، دوهفته اول تیر ماه در چهار نگارخانه تهران ،
طراحان آزاد ، آتبین و زنگار به نمایش در خواهد آمد.
افسردگی عمیق تر تلاشی است برای تجربه جمعی هنر معاصر
و تبادل ایده ها در باره پدیدهای که به ظاهر بسیار سیاه می نماید،
اما چنین نیست.
نخستین تجربه نمایشگاهی بزرگ و مستقل از این دست، به همت
سایت پارکینگالری در زمستان 83و با همکاری دو نگارخانه طراحان آزاد
و آتبین ، با شرکت 45 هنرمند ایرانی و خارجی برگزار شد
با توجه به استقبال خوبی که از آن شد، نسخه اینترنتی آن در
فروردین 84 بروی سایت قرار گرفت. نمایشگاه نخست بر آن بود
که تعامل انسان را با پدیده افسردگی و نیز ارتباط آن با خلق اثر هنری
را محک بزند،به عبارتی به هنر، به مثابه راه نجات از افسردگی و به
افسردگی، به مثابه موتور خلاقیت بپردازد.
پارکینگالری با تجربیات نمایشگاه دوسال قبل و با هدف برگزاری
نمایشگاهی که گروه بزرگ تری را به مشارکت وادارد، فراخوانی
را در بهمن ماه 1385 منتشر کرد و از هنرمندان ایرانی و خارجی
در بخش های ویدئو، صدا، چیدمان، اجرا، عکاسی، تایپوگرافی، ادبیات، تصویرسازی و نقاشی دعوت بهعمل آورد تا ایده ها و آثارشان برای
نمایشگاهی در تابستان هشتاد وپنج ارسال دارند. تا پایان یافتن مهلت
ارسال آثار بیش از 300 اثر به دبیرخانه نمایشگاه رسید.
گروه برگزار کننده در انتخاب و گزینش آثار تا جای ممکن آزاد عمل کرده
و سعی بر آن داشته تا نمایشگاه فرصتی باشد برای به اشتراک گذاردن
ایده های متنوع و حتی در مواردی متضاد، تا بی دستکاری،
برشی از آنچه به دبیرخانه رسیده است را برای نمایش ارائه دهد
بی آنکه تنها به بهترین ها را اجازه حضور داده باشد،
لذا تعدادی از آثار به عنوان یک اثر واحد مطرح نشدهاند
بلکه سعی شده است تا در رابطه با آثار دیگر به نمایش در آیند و گفتگوی
بینابینشان ترکیبی نو بسازد.
روز جمعه دوم تیر ماه بخش های ویدئو، صدا و چیدمان در
نگارخانهطراحانآزاد و بخش تصویرسازی و نقاشی در
نگارخانهآتبین گشایش می یابد ، شنبه سوم تیر ماه نیز در نگارخانهتهران
شاهد افتتاح نمایشگاه عکاسی، تایپوگرافی و چیدمان خواهیم بود و
نگارخانهزنگار در روز پنجشنبه هشتم تیرماه میزبان بخش
پرفورمانس خواهد بود.نمایشگاه ها تا چهاردهم تیر ماه ادامه خواهند
داشت. متن های کوتاه رسیده به نمایشگاه نیز در کاتالوگی که به همین
منظور تهیه شده ارائه خواهند شد و نیز بهصورت آثار تایپوگرافی
ارائه خواهند شد.
امیرعلی قاسمی / دبیر نمایشگاه افسردگی عمیق تر
طراح کارت و پوستر نمایشگاه : بهراد جوانبخت
Deeper Deepression A Group Contemporary
Art Practice by parkingallery
Curator: Amirali Ghasemi
Contact us via: amiralionly[at]gmail[dot]com
Poster & Invitation card Designed by Behrad Javanbakht
