همـــه تـــکرار و فــقط تــکرار اســت
گفتـــن و گفتــــن
و آخـــر هـــم هیــچ
درد در جـــای خـــودش در سینــــه
وّ ه چــــه مینـــالــد و بـــس گــریــان اســـت
در دلـــی نیســـت دگـــر لــذت عــاشــق بـــودن
در نــــگاهـــی کـــه نـــگاهـــش کــــردی
جــــز همـــان نـــقش غــریبـــانهء یـــک قــــلب غــریـــب
ســــخنی نیــــست
نــــه حتـــی بـــه ســـلام
چـــه غــــریبیــــم هـــمـــه
و چـــه تنــهائی نـــا فـــرجــامــی ســت
کـــه مــرا از دل تــو و تـــرا از دل مـــن
ایــــن چـــنین کـــرده غـــریــب
حــــرف مــا لیــــک یــکیـــــست
زنــــدگی طـــعم هــــمان نــارنجـــی ست
کـــه بــه بـــاغ دل ما رویــــش داشــــت
طـــــعم شیـــرینـــی خـــرمـــای جنـــوب
جـــای خـــود داد بــه ترشــی هـــمه هــــجران هــا
در کنـــــار هـــم و بـــا هـــم
تــــنـــها
((حـــرف مـــا لیـــک یـــکیـــست!!!))
از : فــرزانه شـــیدا
در کجای احساس عشق من جا ماندی
در گذاری که زآن منو تو بود چرا
ناگهانی تو زپا افتادی؟!
باورت نیست مگر
که در این عمر اگر با قدمی بس کوتاه
را خود طی بکنی
یک زمان خواهی دید
که نرفته راهی... انتها پیش رخت خواهد بود
پیشتر زآنکه بدانی یکروز
زندگی در قدم کوته تو...باتو همراه نخواهد بودن!
وبه روزی شاید ....تودراین کهنه سرا
بس غریبانه وتنها برسی
تابه آن سوی غریبانه ی تنها بودن
درکجای احساس عشق من جا ماندی
من ولی در ره تنهائی عشق
همچنان یاد ترا...بادلم خواهم برد
گرچه در تنهائی ... لیک این میدانی
قلب آکنده ز عشق
تا که دارد طپشی...تا ابد عاشقی خویش بدنبال کشد
ومن اما در راه...همچنان در دل خویش
خاطرت را به رهم خواهم برد
در کجای احساس تو ولی جا ماندی؟!!
فـرزانه شـیدا
چهار شنبه 7 مرداد 1388
fsheida
![]()
در دنیای کتاب در بالاترین مکان باش
محمدرضا مرعشیپور: مترجم شعر باید شاعر باشد خبرگزاری دانشجویان ایران - اهواز
محمدرضا مرعشیپور گفت: مترجم باید شاعر باشد تا بتواند شعر را ترجمه کند. /font>>/> این مترجم ادبی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در خوزستان، اظهار کرد: به نظر من، شعر قابل ترجمه نیست؛ چراکه اگر شعری را ترجمه کنیم، بو و خاصیت خود را از دست میدهد و در این بین، فقط مضمون شعر باقی میماند. >/>/font> /font>>/> او افزود: برای ترجمه شعری مثل اشعار حافظ که پر از اصطلاحات عرفانی است و فقط ایرانیها آن اصطلاحات را میشناسند، مترجم باید بتواند معادل آن اصطلاحات را در زبان مقصد پیدا کند، یا اینکه پس از ترجمه آن اصطلاح و با استفاده از زیرنویس، معنی عرفانی آن را برساند، که در این صورت، ترجمه پر از زیرنویس میشود. >/>/font> /font>>/> مرعشیپور گفت: بعضی کارها شعر نیستند؛ بلکه به صورت نظم نوشته شدهاند. نظم را میتوان ترجمه کرد. ما با ترجمه یک شعر نمیتوانیم اصطلاحات، تشبیهات و دیگر صنایع شعری را منتقل کنیم و در صورتی که یک شاعر شعر را ترجمه کند، مانند این است که شعری را به زبان دیگر سروده است. شباهت شعر ترجمهشده و شعر مورد ترجمه تنها در مضمون مشترک آنهاست. >/>/font> انتهای پیام . |
برگرفته از سایت تازه های ادبی به مدیریت آقای م.مجتبی
| |

حمیدرضا اکبری: مینیمالیسم هنوز در ادبیات ما جا نیافتاده است
*خبرگزاری دانشجویان ایران - اهواز
سرویس: فرهنگ و ادب - ادبیات
حمیدرضا اکبری گفت: مینیمالیسم هنوز در ادبیات ما جا نیافتاده است و جای کار دارد.
>/>>/>/font>>/>
این شاعر در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در
خوزستان، عنوان کرد: مینیمالیسم که در لغت به معنای به کار بردن سادهترین
شکل است، در دهه 50 میلادی به وجود آمد. مینیمالیسم از کلمات ساده و
جملات کوتاه بهره میبرد؛ اما در عین سادگی، پیچیده و تأویلپذیر است.
>/>>/>/font>>/>
>/>>/>/font>>/>
او ادامه داد: مینیمالیسم وقایع اجتماعی را شرح داده و میتواند بازگوکننده
خاطرات تأثیرگذار باشد.
کسی که مینیمال مینویسد، با جملات کوتاه در ارتباط تنگاتنگ است و
از آنجایی که داستانها فشرده هستند، مردم و گاهی هنرمندان که وقت
کمتری برای مطالعه دارند، بهتر با مینیمال ارتباط برقرار میکنند.
>/>>/>/font>>/>
>/>>/>/font>>/>
اکبری یادآوری کرد: مینیمال جنبشی بود که در چند سال اخیر، ادبیات ما
با آن آشنا شد. به نوعی، میتوان گفت مینیمال سبک است؛ اما در ادبیات ما
هنوز جای کار دارد و برخی از هنرمندان این سبک را نمیپذیرند؛ در حالی
که در این سبک، نویسنده حسش را به جامعه بهتر انتقال میدهد و میتواند
تأثیرگذارتر باشد.
>/>>/>/font>>/>
>/>>/>/font>>/>
او خاطرنشان کرد: ما هنوز آشنایی چندانی با مینیمال نداریم و برای بهتر شناختن
ساختار آن نیازمند برگزاری همایش و سمیناریم.
>/>>/>/font>>/>
>/>>/>/font>>/>
انتهای پیام

ماخذ سایت تازه های ادبی به مدیریت آقای م.مجتبی